کلمهی «معانس» در فارسی به معنای دختران دوشیزه و جوان است که هنوز ازدواج نکردهاند و بعد از بلوغ در خانه پدر باقی ماندهاند. این واژه جمع «معنس» است و مصدر آن به نوعی مشابه با «عانس» است، که از ریشه «عنس» یا «عنوس» گرفته شده و به معنای دیر ازدواج کردن زن پس از بلوغ است. «معانس» در متون قدیمی و لغتنامههایی مانند غیاث و آنندراج آمده و بیشتر در متون ادبی و تاریخی کاربرد داشته است. این اصطلاح برای اشاره به وضعیت اجتماعی و فرهنگی دختران جوانی استفاده میشده که هنوز تشکیل خانواده ندادهاند و در جمع خانواده زندگی میکنند. واژه «معانس» با «عانس» و «عنوس» هممعنی است و مفهومی تاریخی و اجتماعی دارد. در ادبیات فارسی، معانس به عنوان نمونهای از وضعیت زنان جوان غیرمتأهل پس از بلوغ ذکر شده است. این اصطلاح کمتر در مکالمات روزمره امروز دیده میشود و بیشتر برای فهم متون قدیمی و فرهنگ لغت کاربرد دارد.
معانس
لغت نامه دهخدا
معانس. [ م َ ن ِ ] ( ع ص، اِ ) دختران دوشیزه ٔجوان، چه این جمع معنس است که مصدر میمی باشد به معنی فاعل که عانس است مأخوذ از عنس و عنوس که به معنی دیر ماندن زن است بعد بلوغ به خانه پدر بی شوی ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به عانس و عنوس و عناس شود.