مسکوکه
لغت نامه دهخدا
( مسکوکة ) مسکوکة. [ م َ ک َ ] ( ع ص ) تأنیث مسکوک. زده شده. مضروب. و رجوع به مسکوک شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مسکوک جمع: مسکوکات
( مسکوکة ) مسکوکة. [ م َ ک َ ] ( ع ص ) تأنیث مسکوک. زده شده. مضروب. و رجوع به مسکوک شود.
( اسم ) مونث مسکوک جمع: مسکوکات