مسربه

در معنای اول، «مسربه» به جایی که حیوانات چرا می‌کنند یا چراگاه گفته می‌شود؛ یعنی مکانی که گیاهان برای خوردن حیوانات آماده است و حیوانات در آن تغذیه می‌کنند. در معنای دوم، «مسربه» به موی ریز یا موی میانه‌ی بدن، از سینه تا شکم یا ناف اشاره دارد و گاهی در متون قدیمی به این موی بدن انسان گفته می‌شود. معنای سوم آن در متون پزشکی یا قدیمی، حلقه یا مخرج غایط، مجرای ادرار یا اشک است و گاهی برای اشاره به مجاری طبیعی بدن به کار می‌رود. در برخی منابع، «مسربه» همچنین به معنای یک فضا یا ساختار معماری است که مانند ایوان یا سکوی سرپوشیده‌ای در مقابل بالاخانه یا راهرو قرار گرفته و کاربردی برای عبور، نشستن یا ایجاد سایه دارد. جمع «مسارب» نیز برای همین معانی به کار می‌رود. بنابراین، «مسربه» یک واژه چندوجهی است که هم می‌تواند محل چراگاه حیوانات، موی بدن، و یا مجرای طبیعی بدن را نشان دهد و بسته به متن، معنای دقیق آن مشخص می‌شود. این واژه در متون کهن فارسی و عربی به وفور دیده می‌شود و فهم درست آن به دانستن زمینه یا موضوع متن بستگی دارد.

لغت نامه دهخدا

( مسربة ) مسربة. [ م َ رَ / رُ ب َ ] ( ع اِ ) چراگاه. ( منتهی الارب ). مرعی. ( اقرب الموارد ). مسرب. || موی ریزه میانه سینه تا شکم. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). موی سینه تا ناف. سربة. و رجوع به سربة شود. || حلقه دبر. ( منتهی الارب ). مخرج غایط. || مجرای غایط. || مجرای اشک. ( از اقرب الموارد ). || صفه پیش برواره. ( منتهی الارب ). ج، مسارب. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).