مسخطه
مترادفها
لعنتشده، نفرینشده
متضادها
مبارک، سعادتمند، خوشبخت
لغت نامه دهخدا
( مسخطة ) مسخطة. [ م َ خ َ طَ ] ( ع اِ ) آنچه سبب سخط و خشم گردد: البر مرضاة للرب مسخطة للشیطان. ( از اقرب الموارد ).
لعنتشده، نفرینشده
مبارک، سعادتمند، خوشبخت
( مسخطة ) مسخطة. [ م َ خ َ طَ ] ( ع اِ ) آنچه سبب سخط و خشم گردد: البر مرضاة للرب مسخطة للشیطان. ( از اقرب الموارد ).