لغت نامه دهخدا
مسجاح. [ م ِ ] ( اِخ ) ابن سباع بن خالدبن حارث، از بنی ضبه. از شعرای جاهلی است و سجستانی او را از معمرین بشمار آورده است. ( از الاعلام زرکلی ج 8 به نقل از معجم الشعراء مرزبانی و الاغانی ).
مسجاح. [ م ِ ] ( اِخ ) ابن موسی. رجوع به ابوموسی شود.