مستنسخ

مترادف‌ها

نسخه‌بردار، بازنویس، کپی‌بردار

متضادها

اصل، منبع

لغت نامه دهخدا

مستنسخ. [ م ُ ت َ س ِ ] ( ع ص ) استنساخ کننده. نسخه بردارنده. رونویس کننده. آنکه رونویس کند. آنکه نسخه بردارد. سوادبردار. || آنکه نسخ چیزی را طلب کند. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استنساخ شود.
مستنسخ. [ م ُ ت َ س َ ] ( ع ص ) استنساخ شده. رونویس شده. کتابت شده از روی نوشته ای دیگر. رجوع به استنساخ شود.

فرهنگ فارسی

رونویس شده

جمله سازی با مستنسخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کتابخانه ملی دارای نسخه‌های بسیار قدیمی و مستنسخ است که توسط خطاطان ماهر در قرن‌های گذشته با دقت بسیار بالا و ظرافت کپی شده‌اند.

💡 پژوهشگران تاریخ برای یافتن اطلاعات دقیق درباره دوران باستان، به بررسی هر نسخه مستنسخ از متون قدیمی که در کتابخانه‌ها یافت می‌شود، می‌پردازند.

💡 این نسخه مستنسخ از شاهنامه فردوسی، دارای ویژگی‌های هنری و خطاطی بسیار منحصربه‌فردی است که آن را از سایر نسخه‌های موجود در جهان متمایز می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران