مستسعی
مترادفها
تلاش کننده، کوشا، جویا
متضادها
تنبل، منفعل
لغت نامه دهخدا
مستسعی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسعاء. ساعی و جاهد. || طالب علم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استسعاء شود.
تلاش کننده، کوشا، جویا
تنبل، منفعل
مستسعی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسعاء. ساعی و جاهد. || طالب علم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استسعاء شود.