مستباح
مترادفها
حلال، مباح، مجاز، جایز
متضادها
حرام، ممنوع، محرم
لغت نامه دهخدا
مستباح. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استباحة. مستأصل و ریشه کن شده. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به استباحة شود.
فرهنگ فارسی
ریشه کن شده
حلال، مباح، مجاز، جایز
حرام، ممنوع، محرم
مستباح. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استباحة. مستأصل و ریشه کن شده. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به استباحة شود.
ریشه کن شده