مستأمنه

لغت نامه دهخدا

( مستأمنة ) مستأمنة. [ م ُت َءْ م ِ ن َ ] ( ع ص، اِ ) مستأمنه. مستأمن. افراد حربی که در بلاد اسلام باشند. و رجوع به مستأمن شود.
مستأمنه. [ م ُ ت َءْ م ِ ن َ ] ( ع ص، اِ ) مستأمنة. مستأمن. افراد حربی که در بلاد اسلام باشند. || از دو شاهد زیر بر می آید که کلمه معنی به پناه آمده داشته باشد: دو هزار از این عرب مستأمنه به دهستان روند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 460 ). حاجب بزرگ بر حکم فرمان به نشابور آمد و ز نشابور به گرگان و بیشتر از عرب مستأمنه گرگان را بدو سپردند. ( تاریخ بیهقی ص 475 ).

فرهنگ فارسی

افراد حربی که در بلاد اسلام باشند

جمله سازی با مستأمنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قراردادهای تجاری پیچیده، اموال مستأمنه باید با دقت بسیار زیاد و بر اساس قوانین مشخصی که در متن قرارداد ذکر شده است، مدیریت و نگهداری شوند.

💡 وکیل دادگستری موظف است از تمامی مدارک و اموال مستأمنه موکل خود در طول مراحل رسیدگی به پرونده به نحو احسن و با رعایت امانت محافظت کند.

💡 در سیستم‌های بانکی مدرن، مدیریت وجوه مستأمنه نیازمند رعایت پروتکل‌های امنیتی بسیار سخت‌گیرانه برای جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده یا سرقت از منابع مالی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران