لغت نامه دهخدا
مرغزارک. [ م َ زا رَ ] ( اِ مصغر ) مصغر مرغزار. مرغزار کوچک. مرغزار خرد: برون از این مرغزارکهای کوچک باشد اما چیزی نباشد که ذکر دارد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 155 ).
مرغزارک. [ م َ زا رَ ] ( اِ مصغر ) مصغر مرغزار. مرغزار کوچک. مرغزار خرد: برون از این مرغزارکهای کوچک باشد اما چیزی نباشد که ذکر دارد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 155 ).