لغت نامه دهخدا
مرتقوش. [ م َ ت َ ] ( معرب، اِ ) معرب مرزنگوش است. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به دزی ج 2 ص 578 شود. اما ظاهراً صحیح کلمه مرزنقوش است. ( یادداشت لغت نامه ).
مرتقوش. [ م َ ت َ ] ( معرب، اِ ) معرب مرزنگوش است. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به دزی ج 2 ص 578 شود. اما ظاهراً صحیح کلمه مرزنقوش است. ( یادداشت لغت نامه ).
( اسم ) مرزنگوش.