مراماه

لغت نامه دهخدا

( مراماة ) مراماة. [ م ُ ] ( ع مص ) ( از «ر م ی » ) همدیگر را تیر انداختن. کسی را تیر انداختن. ( از منتهی الارب ).با کسی تیر انداختن. ( تاج المصادر بیهقی ). با کسی تیر یا سنگ انداختن. ( زوزنی ). به سوی یکدیگر تیر افکندن. رماء. ترماء. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).