متملص

مترادف‌ها

فریبکار، حیله‌گر، چرب‌زبان

متضادها

صریح، بی‌پرده، صادق

لغت نامه دهخدا

متملص. [ م ُ ت َ م َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) آن که برهد و رسته. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رسته و رهایی یافته و آزاد شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تملص شود.