متغنم
مترادفها
غنیمت شمردن، بهره بردن، غارت کردن
لغت نامه دهخدا
متغنم. [ م ُ ت َ غ َن ْ ن ِ ] ( ع ص ) کسی که در اندیشه غنیمت و تاراج بود. ( ناظم الاطباء ). غنیمت شمرنده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با متغنم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جریان جنگهای باستانی، بسیاری از منابع ارزشمند و اموال تاریخی به عنوان غنایم جنگی و اموال متغنم از دشمنان گرفته میشدند
💡 او سعی کرد از فرصتهای طلایی موجود در بازار سرمایه استفاده کند تا سودهای متغنم و بسیار قابل توجهی برای آینده خود کسب نماید
💡 دانشمندان با بهرهگیری از دادههای متغنم از آزمایشهای مختلف، توانستند نظریه جدید خود را در مورد ساختار اتمها به شکلی دقیق اثبات کنند