متطلق
مترادفها
طلاقگرفته، رهاشده
متضادها
متاهل، وابسته، مقید
لغت نامه دهخدا
متطلق. [ م ُ ت َ طَل ْ ل ِ ] ( ع ص ) گزیده و پسندیده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
فرهنگ فارسی
قطران مالیده
طلاقگرفته، رهاشده
متاهل، وابسته، مقید
متطلق. [ م ُ ت َ طَل ْ ل ِ ] ( ع ص ) گزیده و پسندیده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
قطران مالیده