لغت نامه دهخدا
متروکات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ترکه. مرده ریگ.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مأخوذ ازتازی، اثاث البیت، و هر چیز که پس از کسی باقی ماند خواه آنکس زنده باشد و یا مرده. ما ترک. || رخت و اسباب غیر لازم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به متروکه شود.