مبوبه
مترادفها
دستهبندی شده، فصلبندی شده
لغت نامه دهخدا
( مبوبة ) مبوبة. [ م ُ ب َوْ وَ ب َ ] ( ع ص ) باب باب کرده شده، یقال ابواب مبوبة، کما یقال اصناف مصنفة. ( منتهی الارب ).
دستهبندی شده، فصلبندی شده
( مبوبة ) مبوبة. [ م ُ ب َوْ وَ ب َ ] ( ع ص ) باب باب کرده شده، یقال ابواب مبوبة، کما یقال اصناف مصنفة. ( منتهی الارب ).