مبوبه
مترادفها
دستهبندی شده، فصلبندی شده
لغت نامه دهخدا
( مبوبة ) مبوبة. [ م ُ ب َوْ وَ ب َ ] ( ع ص ) باب باب کرده شده، یقال ابواب مبوبة، کما یقال اصناف مصنفة. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با مبوبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اطلاعات موجود در این گزارش بسیار گسترده است و برای درک بهتر، باید به صورت مبوبه و در دستهبندیهای مشخص و منظم ارائه شود.
💡 در کتابهای مرجع علمی، مطالب به صورت مبوبه و طبقهبندی شده تنظیم میشوند تا دانشجویان بتوانند به راحتی مفاهیم اصلی را مطالعه و یاد بگیرند.
💡 سازمان مسئول، دادههای آماری مربوط به وضعیت اقتصادی را در قالبهای مبوبه و طبقهبندی شده در اختیار نهادهای نظارتی و تصمیمگیرنده قرار خواهد داد.