مبخزج
لغت نامه دهخدا
مبخزج. [ م ُ ب َ زَ ] ( ع ص ) جوشانیده شده به تندی و سختی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
فرهنگ فارسی
جوشانیده شده به تندی و سختی
مبخزج. [ م ُ ب َ زَ ] ( ع ص ) جوشانیده شده به تندی و سختی. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
جوشانیده شده به تندی و سختی