مأیوسی
مترادفها
ناامیدی، یأس
متضادها
امید، خوشبینی
لغت نامه دهخدا
مأیوسی. [ م َءْ ] ( حامص ) ناامیدی و عدم امیدواری. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مأیوس شود.
جمله سازی با مأیوسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از شکستهای پیاپی در زندگی شخصی و کاری، دچار نوعی مأیوسی عمیق شده بود که باعث میشد دیگر هیچ انگیزهای برای ادامه راه نداشته باشد.
💡 در میان تاریکی و سیاهی شب، احساس مأیوسی و تنهایی بر قلب او چیره شده بود و گویی هیچ امیدی به طلوع دوباره خورشید باقی نمانده بود.
💡 برخلاف آنچه بسیاری تصور میکنند، مأیوسی نباید باعث توقف حرکت شود، بلکه باید به عنوان فرصتی برای بازنگری در مسیر زندگی مورد استفاده قرار گیرد.