لیلون
مترادفها
رنگ کنند
لغت نامه دهخدا
لیلون. ( اِخ ) لیلول. کوهی مشرف بر حلب میان حلب و انطاکیه و بر فراز آن دیده بان بیت لاهاست و هم در آن دهها و مزارعی است. عیسی بن سعدان الحلبی ذکر آن کند و گوید:
و یا قری الشام من لیلون لابخلت
علی بلاد کم هطالةالسحب
مامرّ برقک مجتازاً علی بصری
الاوذکرنی الدارین من حلب.( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
لیلول ٠ کوهی مشرف بر حلب میان حلب و انطاکیه و بر فراز آن دیده بان بیت لاهاست و هم در آن دهها مزارعی است ٠