لغت نامه دهخدا
لخب. [ ل َ خ َ ] ( ع اِ ) درخت مقل. ( منتهی الارب ).
لخب. [ ل َ ] ( ع مص ) آرمیدن با زن. || طپانچه زدن. ( منتهی الارب ).
لخب. [ ل َ خ َ ] ( ع اِ ) درخت مقل. ( منتهی الارب ).
لخب. [ ل َ ] ( ع مص ) آرمیدن با زن. || طپانچه زدن. ( منتهی الارب ).
آرمیدن با زن. یا طپانچه زدن.