لغت نامه دهخدا
لاتیأس. [ ت َ ءَ ] ( ع جمله فعلیه ) نومید مشو. اقتباس از آیه لاتیأسوا من روح اﷲ. ( قرآن 87/12 )؛ نومید از رحمت خدا مشوید:
آن در مجلس بر آن که لاتیأس
وین در میدان بر این که لاتأمن.مسعودسعد ( دیوان چ رشیدیاسمی ص 392 )
لاتیأس. [ ت َ ءَ ] ( ع جمله فعلیه ) نومید مشو. اقتباس از آیه لاتیأسوا من روح اﷲ. ( قرآن 87/12 )؛ نومید از رحمت خدا مشوید:
آن در مجلس بر آن که لاتیأس
وین در میدان بر این که لاتأمن.مسعودسعد ( دیوان چ رشیدیاسمی ص 392 )
( جمله فعلی: مفرد مذکر مخاطب از فعل نهی ): نومید مشو. آن در مجلس بر آن که لاتیاس. وین در میدان براین که لاتامن. ( بنقل لغ. )
نومید مشو