قیشلاق
واژهی قیشلاق با املای دیگر قشلاق و صورت تغییریافتهی قیشلاغ، اصطلاحی است که ریشه در زبانهای ترکی و مغولی دارد و بهعنوان اسم بهکار میرود. این واژه بهطور کلی به مکان یا منطقهای اشاره دارد که دامداران و عشایر در فصول سرد سال، بهویژه در زمستان، در آن ساکن میشوند تا گلههای خود را از سرمای طاقتفرسا در امان نگه دارند. برای دریافت اطلاعات کاملتر و دقیقتر در مورد این واژه، از جمله تاریخچه، کاربردهای جغرافیایی و تحولات معنایی آن، باید به مدخل اصلی قشلاق در منابع معتبر لغتنامهای و دانشنامهای مراجعه نمود. این مراجعه امکان درک عمیقتری از نقش این اصطلاح در فرهنگ کوچنشینی و زندگی عشایری در مناطق مختلف را فراهم میکند. در نگارش این واژه و مشتقات آن، رعایت دقیق قواعد املایی فارسی، از جمله استفاده از نیمفاصله برای جلوگیری از جدانویسی نادرست حروف، ضروری است. این دقت نگارشی به حفظ یکپارچگی زبان و جلوگیری از بروز خطاهای رایج در نوشتار کمک شایانی میکند.
مترادفها
زمستانگاه
متضادها
ییلاق
لغت نامه دهخدا
قیشلاق. ( ترکی - مغولی، اِ ) قشلاق. قیشلاغ. رجوع به قشلاق شود.
جمله سازی با قیشلاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عشایر کوچنشین در پایان فصلهای گرم سال، همگی به سوی مناطق گرمسیری و قیشلاق حرکت میکنند تا از سرمای شدید زمستان در امان بمانند.
💡 زندگی در قیشلاق با سختیهای فراوانی همراه است، اما آرامش و نزدیکی به طبیعت بکر برای بسیاری از مردم این مناطق بسیار ارزشمند است.
💡 با شروع ریزش اولین برفها در کوهستان، تمام گلهها و خانوادههای کوچنشین برای رسیدن به قیشلاق با سرعت بیشتری پیشروی خود حرکت میکنند.