واژه «قندویل» از واژههای کهن عربی است که بیشتر برای توصیف حیوانات و ستوران به کار رفته و معنای اصلی آن به جانوری بزرگسر، درازپا یا دارای اندامی کشیده اشاره دارد. این واژه معمولاً درباره شتر یا دیگر چهارپایانی استفاده میشده که سر بزرگ و اندامی بلند و کشیده داشتهاند و از نظر ظاهری جثهای درشت و قابل توجه داشتهاند. در برخی توصیفهای لغوی، «قندویل» به حیوانی گفته شده که افزون بر بزرگی سر، پاهایی بلند داشته و به همین دلیل از دیگر حیوانات متمایز به نظر میرسیده است. این واژه در زبان و ادبیات قدیم بیشتر جنبه توصیفی داشته و برای بیان ویژگیهای ظاهری ستوران و حیوانات به کار میرفته است. همچنین در برخی کاربردها، «قندویل» معنایی گستردهتر پیدا کرده و به هر چیز بزرگ، کلان و درشتاندام اطلاق شده است؛ یعنی تنها به حیوان محدود نبوده و برای توصیف اشیاء یا موجودات بزرگجثه نیز استفاده میشده است. از نظر ساختار زبانی، این واژه حالتی وصفی دارد و تصویری از بزرگی، کشیدگی و جثه قابل توجه را در ذهن ایجاد میکند. در متون کهن، چنین واژههایی معمولاً برای دقیقتر نشان دادن ویژگیهای جسمانی حیوانات و تفاوت آنها با یکدیگر به کار میرفتند. امروزه «قندویل» در گفتار روزمره تقریباً کاربردی ندارد و بیشتر در فرهنگهای لغت و نوشتههای ادبی و تاریخی دیده میشود، اما همچنان نمونهای از واژههای توصیفی غنی در زبان عربی و فارسی به شمار میآید. بنابراین این کلمه به طور کلی به ستور یا موجودی بزرگسر، بلندپا، کشیدهاندام و درشتجثه گفته میشود و در برخی کاربردها معنای «بزرگ و کلان» نیز از آن برداشت میشود.
قندویل
لغت نامه دهخدا
قندویل. [ ق َ دَ ] ( ع ص ) ستور بزرگ سر و درازپا و یا درازسر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). بزرگ سر از شترو دیگر ستور. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به قَندَل شود. || کلان و بزرگ. ( ناظم الاطباء ).