قصماء

لغت نامه دهخدا

قصماء. [ ق َ ] ( ع ص ) مؤنث اقصم. ( اقرب الموارد ). || بز شکسته سرون. ( منتهی الارب ). المعز المکسورةالقرن الخارج. ( اقرب الموارد ).

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز