لغت نامه دهخدا
قردوسی. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قردوس. رجوع به قردوس شود.
قردوسی. [ ق ُ ]( اِخ ) سعد. قاتل قتیبةبن مسلم است. ( منتهی الارب ).
قردوسی. [ ق ُ ] ( ص نسبی ) نسبت است به قردوس. رجوع به قردوس شود.
قردوسی. [ ق ُ ]( اِخ ) سعد. قاتل قتیبةبن مسلم است. ( منتهی الارب ).