قدراء
متضادها
ضعفا
لغت نامه دهخدا
قدراء. [ ق َ ] ( ع ص ) گوش میانه. ( منتهی الارب ). الاذن لیست صغیرة و لا کبیرة. ( اقرب الموارد ). || بنوقدراء؛ چیزهای سهل و آسان.
ضعفا
قدراء. [ ق َ ] ( ع ص ) گوش میانه. ( منتهی الارب ). الاذن لیست صغیرة و لا کبیرة. ( اقرب الموارد ). || بنوقدراء؛ چیزهای سهل و آسان.