لغت نامه دهخدا
قارادمن. [ دُ م ُ ] ( معرب، اِ ) قارادومون. قارادامن. قردمانا است. ( فهرست مخزن الادویه ). نام گیاهی است. کرویای جبلی و بری و آن زیره رومی است، زردرنگ، بدل وی اذخر و حرمل بود و گویند بدل آن مشکطرامشیع است. ( میزان الادویه ص 356 ).
قارادمن. [ دُ م ُ ] ( معرب، اِ ) قارادومون. قارادامن. قردمانا است. ( فهرست مخزن الادویه ). نام گیاهی است. کرویای جبلی و بری و آن زیره رومی است، زردرنگ، بدل وی اذخر و حرمل بود و گویند بدل آن مشکطرامشیع است. ( میزان الادویه ص 356 ).