قاتی کردن

مترادف‌ها

مخلوط کردن، ترکیب کردن، درهم آمیختن

متضادها

جدا کردن، تفکیک کردن، مرتب کردن

لغت نامه دهخدا

قاتی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مأخوذ از ترکی قاتماق + کردن فارسی. مزج. خلط. مخلوط کردن. درهم کردن. آمیختن. درآمیختن. رجوع به ترکیب قاطی کردن شود.

فرهنگ معین

(کَ دَ ) (مص م. ) ۱ - درهم و برهم کردن. ۲ - دیوانه شدن، اختلال حواس پیدا کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مخلوط کردن درهم کردن.

ویکی واژه

درهم و برهم کردن.
دیوانه شدن، اختلال حواس پیدا کردن.

جمله سازی با قاتی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نباید با اضافه کردن مواد بی‌کیفیت، اقدام به قاتی کردن محصولات اصلی با مواد دیگر کرد، زیرا این کار باعث ضرر به مصرف‌کننده می‌شود.

💡 او همیشه در صحبت‌هایش با استفاده از کلمات نامرتبط، سعی می‌کند با قاتی کردن موضوعات مختلف، تمرکز شنونده را از بحث اصلی منحرف کند.

💡 در آشپزی سنتی، گاهی اوقات قاتی کردن ادویه‌های مختلف با مقادیر بسیار دقیق، باعث ایجاد طعمی منحصر به فرد و بسیار لذیذ می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران