کلمه «فیلخوار» واژهای مرکب در زبان فارسی است که از دو بخش «فیل» و «خوار» ساخته شده است. این واژه در معنای لغوی به موجود یا جانوری گفته میشود که توانایی خوردن فیل را داشته باشد. در متون ادبی و کهن فارسی، این واژه بیشتر به صورت اغراقآمیز و برای نشان دادن قدرت، بزرگی یا درندگی یک جانور یا موجود به کار میرود. شاعرانی مانند منوچهری از این واژه در شعر برای توصیف موجودات نیرومند و هولناک استفاده کردهاند. فیلخوار معمولاً در کنار توصیف حیوانات درنده یا موجودات عظیم و قدرتمند آورده میشود تا شدت قدرت آنها را نشان دهد. این واژه گاهی به صورت «پیلخوار» نیز نوشته و تلفظ میشود که همان معنا را دارد. کاربرد آن بیشتر در متون ادبی، حماسی و توصیفی دیده میشود. در چنین کاربردهایی، فیلخوار نمادی از نیروی بسیار زیاد و توانایی انجام کاری بزرگ و دشوار است. به همین دلیل این کلمه بیشتر بار ادبی و اغراقآمیز دارد تا معنای واقعی و عادی. در مجموع، فیلخوار به معنای موجودی بسیار نیرومند و درنده است که در توصیفهای ادبی برای بیان قدرت و هیبت به کار میرود.
فیلخوار
لغت نامه دهخدا
فیلخوار.[ خوا / خا ] ( نف مرکب ) پیلخوار. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه فیل را تواند خورد. پیل خوارنده:
ابر هزبرگون و تماسیح فیلخوار...منوچهری.