لغت نامه دهخدا
( فلذة ) فلذة. [ ف ِ ذَ ] ( ع اِ ) پاره ای از گوشت و جگر و مال و از سیم و زر.ج، افلاذ، فِلَذ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
( فلذة ) فلذة. [ ف ِ ذَ ] ( ع اِ ) پاره ای از گوشت و جگر و مال و از سیم و زر.ج، افلاذ، فِلَذ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
پاره ای از جگر، گوشت، زر یا سیم.
( اسم ) ۱ - پاره ای از جگر و گوشت و مال و سیم و زر جمع: افلاذ فلذ.