فضاگردی
مترادفها
گشتوگذار، سیاحت، گردش
فرهنگستان زبان و ادب
{space tourism} [گردشگری و جهانگردی] نوعی گردشگری که در آن مسافر عمدتاً برای رضایت خاطر خود به گردش در فضا می پردازد
ویکی واژه
نوعی گردشگری که در آن مسافر عمدتاً برای رضایت خاطر خود به گردش در فضا میپردازد.
جمله سازی با فضاگردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اولین فضاگردی موفقیتآمیز توسط فضانوردان حرفهای در ایستگاه فضایی بینالمللی، گامی بزرگ برای پیشرفت در تحقیقات علمی و اکتشافات در اعماق کهکشانها محسوب میشود.
💡 برای انجام عملیاتهای تعمیراتی خارج از کپسول، فضانوردان باید تجهیزات بسیار پیشرفتهای را برای مدیریت شرایط سخت فضاگردی به همراه خود به فضا ببرند.
💡 در فیلمهای علمی تخیلی، صحنههای هیجانانگیز فضاگردی اغلب با موسیقی دراماتیک و جلوههای ویژه بسیار باکیفیت برای جذب مخاطبان در سینماهای جهان نمایش داده میشوند.