فریب دهندۀ فعال
مترادفها
فریبکار
متضادها
فریبخورنده، سادهدل
فرهنگستان زبان و ادب
{active cheater} [رمزشناسی] فریب دهنده ای که قرارداد درحال اجرا را به منظور فریب کاری به هم می زند
فریبکار
فریبخورنده، سادهدل
{active cheater} [رمزشناسی] فریب دهنده ای که قرارداد درحال اجرا را به منظور فریب کاری به هم می زند