«فرو دوانیدن» در فارسی به معنای جاری ساختن چیزی به سوی پایین و روان کردن آن از بالا به پایین است؛ بهویژه برای مایعاتی مانند آب، اشک یا خون به کار میرود و حالتی را توصیف میکند که در آن مایع بهصورت پیوسته، آزاد و بدون مانع به سمت پایین حرکت میکند. این واژه غالباً در متون کهن، اشعار و نثرهای ادبی به کار رفته و تصویری عینی و پرتحرک از جریان یافتن مایعات ارائه میدهد، به شکلی که حرکت سقوطی و طبیعی آنها در زبان بیان شود. از نظر معنایی، «فرو دوانیدن» با مفاهیمی چون سرازیر کردن، جاری ساختن، روان کردن و به زیر افکندن مایع هممعنی است و در متونی که قصد دارند شدت احساسات، مانند گریه یا خونریزی را توصیف کنند، بسیار کاربرد دارد. در ادبیات کلاسیک، شاعران از این ترکیب برای تصویرگری دقیق صحنههایی که در آن اشک بهطور ممتد جاری میشود یا آب از بلندی فرو میریزد بهره میگیرند.
فرو دوانیدن
لغت نامه دهخدا
فرودوانیدن. [ ف ُ دَ دَ ] ( مص مرکب ) بزیر جاری کردن چون فرودوانیدن آب، اشک و خون. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
به زیر جاری کردن چون فرو دوانیدن آب.