لغت نامه دهخدا
فرختن. [ ف ُ رُ ت َ ] ( مص ) فروختن:
شادی فرخت و خرمی آنکس که رز فرخت
شادی خرید و خرمی آنکس که رز خرید.بشار مرغزی.رجوع به فروختن شود.
فرختن. [ ف ُ رُ ت َ ] ( مص ) فروختن:
شادی فرخت و خرمی آنکس که رز فرخت
شادی خرید و خرمی آنکس که رز خرید.بشار مرغزی.رجوع به فروختن شود.
= فَروختن