فاترشین

لغت نامه دهخدا

فاترشین. [ ت َ ] ( معرب، اِ ) فاترسین. ( ناظم الاطباء ). خردل. اسپند. فاشرسین.

فرهنگ فارسی

فاترسین. خردل. اسپند.

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز