لغت نامه دهخدا
( غیظ آوردن ) غیظ آوردن. [ غ َ / غ ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) خشمناک شدن. سخت خشم گرفتن. رجوع به غیظ شود:
اگر اصرار آرم ترسم از آن
که غیظآری و نتوانم جهیدن.ناصرخسرو.
( غیظ آوردن ) غیظ آوردن. [ غ َ / غ ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) خشمناک شدن. سخت خشم گرفتن. رجوع به غیظ شود:
اگر اصرار آرم ترسم از آن
که غیظآری و نتوانم جهیدن.ناصرخسرو.
( غیظ آوردن ) ( مصدر ) خشمناک شدن غضب کردن.