غولانیدن

مترادف‌ها

دویدن، تاختن، پریدن

لغت نامه دهخدا

غولانیدن. [ دَ ] ( مص ) گریزانیدن و هزیمت فرمودن. به گریز و هزیمت واداشتن. ( از ناظم الاطباء )

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران