غواصیان
مترادفها
غواصها، شیرجهزنها
فرهنگستان زبان و ادب
{Gavidae} [زیست شناسی- علوم جانوری] تیره ای از راستۀ غواص سانان آبزی با جثۀ بزرگ که در قسمت خلفی بدن پاهایی مناسب شنا کردن و شیرجه زدن دارند و منقار آنها نوک تیز و خنجرشکل است
ویکی واژه
تیرهای از راستۀ غواصسانان آبزی با جثۀ بزرگ که در قسمت خلفی بدن پاهایی مناسب شنا کردن و شیرجه زدن دارند و منقار آنها نوکتیز و خنجرشکل است.
جمله سازی با غواصیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غواصیان حرفهای با استفاده از تجهیزات پیشرفته و کپسولهای اکسیژن، به اعماق تاریک اقیانوس میروند تا از زیستدادههای دریایی تحقیق کنند.
💡 تیم عملیاتی شامل چندین غواصیان ماهر، مسئولیت بررسی خرابیهای زیرساختی در لولههای عظیم انتقال نفت در زیر دریا را بر عهده داشتند.
💡 بسیاری از غواصیان برای پیدا کردن گنجینههای غرقشده در دریا، سالها وقت خود را صرف یادگیری مهارتهای دشوار و خطرناک زیر آب میکنند.