غموضت
متضادها
وضوح، شفافیت
لغت نامه دهخدا
غموضت. [ غ ُ ض َ ] ( ع مص ) پوشیدگی سخن. غُموضة. رجوع به همین کلمه شود.
غموضة. [ غ ُ ض َ ] ( ع مص ) پست و مغاک گردیدن جای. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پست بودن زمین. غماضة. ( اقرب الموارد ). || دورمعنی و باریک گردیدن سخن.( منتهی الارب ). پوشیدگی سخن و دور از فهم بودن آن.
فرهنگ معین
(غُ ضَ ) [ ع. غموضة ] ۱ - (مص ل. ) پوشیده شدن سخن و درک نشدن معنای آن. ۲ - (اِمص. ) پوشیدگی سخن.
ویکی واژه
غموضة
پوشیده شدن سخن و درک نشدن معنای آن.
پوشیدگی سخن.