غم گساردن
مترادفها
غمزدایی، تسلی دادن، دلداری دادن
متضادها
غم دادن، اندوهگین کردن
لغت نامه دهخدا
غم گساردن. [ غ َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) غم زدودن. غمخواری. رجوع به غم شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زدودن غم غمخواری کردن.
غمزدایی، تسلی دادن، دلداری دادن
غم دادن، اندوهگین کردن
غم گساردن. [ غ َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) غم زدودن. غمخواری. رجوع به غم شود.
( مصدر ) زدودن غم غمخواری کردن.