لغت نامه دهخدا
عقبدار. [ ع َ ق َ ] ( نف مرکب ) عقب دارنده. || در اصطلاح نظامی، قسمتی از واحد نظامی که از عقب عمده قوی حرکت می کند و محافظ عقب است. ( فرهنگ فارسی معین ). مؤخرةالجیش. || دم دار. ساقه.
عقبدار. [ ع َ ق َ ] ( نف مرکب ) عقب دارنده. || در اصطلاح نظامی، قسمتی از واحد نظامی که از عقب عمده قوی حرکت می کند و محافظ عقب است. ( فرهنگ فارسی معین ). مؤخرةالجیش. || دم دار. ساقه.
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) قسمتی از واحد نظامی که از عقب قوا حرکت می کند و محافظ عقب است، موخرة الجیش.
( صفت ) قسمتی از واحد نظامی که از عقب عمده قوی حرکت می کند و محافظ عقب است موئ خرالجیش.
قسمتی از واحد نظامی که از عقب قوا حرکت میکند و محافظ عقب است؛ موخرة الجیش.