واژه «طحو» در زبان عربی از ریشههای کهن لغوی است که معانی گوناگونی در متون لغت برای آن ذکر شده، اما معنای اصلی و مشهور آن «گستراندن» و «پهن کردن» است. این واژه در کاربردهای اولیه به معنای گستردن زمین یا سطحی از اشیا به کار میرفته و با واژه «دحو» که معنایی نزدیک دارد، هممعنا دانسته شده است. در برخی منابع لغوی، «طحو» به مفهوم گسترده شدن یا پهن شدن نیز آمده است که نشاندهنده حالت انجام فعل به صورت تدریجی است. همچنین این واژه در معانی دیگر مانند دراز شدن یا کشیده شدن نیز به کار رفته است. در کاربردهای مجازی، «طحو» گاهی به معنای رفتن یا دور شدن نیز آمده که نشاندهنده توسعه معنایی آن در زبان عربی است. برخی متون لغوی، معانی دیگری همچون خوابیدن بر پهلوی چپ یا حالتهای جسمانی خاص را نیز برای این واژه ذکر کردهاند. همچنین در مواردی به معنای اندوهگین شدن یا هلاک شدن نیز به کار رفته که نشاندهنده گستردگی معنایی آن در متون قدیم است. از نظر زبانشناسی، «طحو» نمونهای از واژگان چندمعنایی در عربی است که بسته به سیاق جمله معنای متفاوتی پیدا میکند. با این حال، معنای اصلی و رایج آن همان گستردن و پهن کردن است که بیشترین کاربرد را در متون دارد. در مجموع، این کلمه واژهای عربی با معانی متنوع است که در اصل به مفهوم گستردن و پهن کردن اشاره دارد و در طول زمان کاربردهای معنایی گستردهتری یافته است.
طحو
لغت نامه دهخدا
طحو. [ طَح ْوْ ] ( ع مص ) گستردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گسترانیدن. ( دهار ). بگسترانیدن. ( تاج المصادربیهقی ). مثل الدحو. ( زوزنی ). || گسترده شدن. || به درازا کشیدن. || خفتن بر پهلوی چپ. || خفتن. || رفتن. یقال: ماادری این طحا؛ ای ذهب َ. || بردن چیزی دل کسی را. || دور گردیدن. || هلاک شدن. || اندوهگین گردیدن. || بر روی افکندن مردم را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || و الطحی لغةٌ فیه. ( منتهی الارب ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی طَحَاهَا: آن را گسترد (از مصدر طحو به معنی گستردن)
تکرار در قرآن: ۱(بار)
. راغب گوید طحو مثل دحو به معنی گسترش دادن و بردن چیزی است. در اقرب آمده: «طَحَا الشَّیْءَ: بَسَطَهُ وَ مَدَّهُ» طبرسی فرموده طحو و دحو هر دو به یک معنی است. رجوع شود به «دحو».