طاهرتونی

لغت نامه دهخدا

طاهرتونی. [ هَِ ] ( اِخ ) از قصبه تون و پدرش دردربار شاه عباس وقایعنگار بوده، این بیت از اوست:
سر تا قدمم رفته بتاراج نگاهی
از چشم و دلم ماند همین اشکی و آهی.( قاموس الاعلام ترکی ج 4 ).
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
گوت
گوت
چسی
چسی
متمایز
متمایز
فال امروز
فال امروز