صیعری

لغت نامه دهخدا

صیعری. [ ص َ ع َ ری ی ] ( ع ص ) احمر صیعری؛ سخت سرخ. ( منتهی الارب ). قانی.
- سنام صیعری؛ کوهان بزرگ. ( منتهی الارب ).