لغت نامه دهخدا
شنصیر. [ ش ِ ] ( ع اِمص ) سطبری. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ستبری و خشونت و درشتی. ( ناظم الاطباء ). || سختی و یقال:هم فی شنصرة و شنصیر؛ ای شدة. ( منتهی الارب ). سختی وبدبختی و نکبت. ( ناظم الاطباء ). سختی. یقال: هم فی شنصیر؛ ای فی شدة. ( از اقرب الموارد ). || ( اِ ) پناه جای. ( منتهی الارب ). معقل. ( اقرب الموارد ).