«شطاب» واژهای با ریشه عربی است که در منابع لغوی دارای بیش از یک معنا بوده و بسته به بافت کاربرد، به مفهوم ابزار یا نام مکان به کار میرود. معنای اصلی و رایج این واژه در حوزه ابزارهای سنتی، وسیلهای است که با آن گلیم، پلاس یا بافتههای مشابه را بخیه میزنند و بخشهای پاره یا جداشده آن را به یکدیگر متصل میکنند. به بیان ساده، شطاب نوعی ابزار دوخت و ترمیم برای بافتههای ضخیم و سنتی است که در زندگی روستایی و عشایری کاربرد داشته است. این معنا از نظر فرهنگی و مردمشناختی اهمیت دارد، زیرا نشاندهنده پیوند واژه با صنایع دستی و شیوههای سنتی نگهداری و مرمت بافتههاست. افزون بر این، در برخی منابع کهن، «شطاب» بهعنوان نام یک نخلستان یا موضع جغرافیایی در منطقه یمامه و متعلق به بنی یشکر نیز ذکر شده است. این کاربرد دوم نشان میدهد که واژه علاوه بر معنای ابزاری، بهصورت اسم خاص مکانی نیز در متون تاریخی و جغرافیایی به کار رفته است. از نظر زبانشناختی، چنین واژگانی نمونهای از چندمعنایی در زبان هستند که یک صورت لفظی میتواند در حوزههای معنایی متفاوت استفاده شود. در متون قدیم، تشخیص معنای درست آن به زمینه جمله و موضوع متن وابسته است. در نتیجه، اگر واژه در متن مربوط به ابزار و بافتهها آمده باشد، به معنای وسیله دوخت است و اگر در متون تاریخی یا جغرافیایی دیده شود، احتمالاً نام مکان خواهد بود.
شطاب
لغت نامه دهخدا
شطاب. [ ش ِ ] ( ع اِ ) آنچه بدان از پشم و جز آن گلیم را نگنده زنند. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
شطاب. [ ش ُ ] ( اِخ ) نخلستانی است مر بنی یشکر را. ( منتهی الارب ). نخلستانی است از آن یشکر در یمامه. ( از معجم البلدان ).