سواددار
مترادفها
باسواد، خواندهنوشته
متضادها
بیسواد، ناخواندهنوشته
لغت نامه دهخدا
سواددار. [ س َ ] ( نف مرکب ) آنکه دارای سواد باشد. که خواندن و نوشتن داند.
فرهنگ فارسی
آنکه دارای سواد باشد که خواندن و نوشتن داند
باسواد، خواندهنوشته
بیسواد، ناخواندهنوشته
سواددار. [ س َ ] ( نف مرکب ) آنکه دارای سواد باشد. که خواندن و نوشتن داند.
آنکه دارای سواد باشد که خواندن و نوشتن داند