لغت نامه دهخدا
سنباز. [ ] ( اِخ ) نام یکی از پهلوانان و نجبای ایران در زمان بهرام چوبین. ( ولف ):
جهاندیده سنباز بر پای جست
میان بسته و تیغ هندی بدست.فردوسی.
سنباز. [ ] ( اِخ ) نام یکی از پهلوانان و نجبای ایران در زمان بهرام چوبین. ( ولف ):
جهاندیده سنباز بر پای جست
میان بسته و تیغ هندی بدست.فردوسی.