سلهم
مترادفها
خوابآلود، منگ، گیج
لغت نامه دهخدا
سلهم. [ س َ هََ ] ( ع ص ) لاغر. || دراز. || ناتوان از بیماری. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
سئل (۱۲۸ بار)هم (۳۸۹۶ بار)
خوابآلود، منگ، گیج
سلهم. [ س َ هََ ] ( ع ص ) لاغر. || دراز. || ناتوان از بیماری. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
سئل (۱۲۸ بار)هم (۳۸۹۶ بار)